نقد و بررسی قصه هايی از چهارده معصوم 11 – امام محمد تقی (ع)
قصه هايی از چهارده معصوم 11 – امام محمد تقی (ع)
قصه هایی از چهارده معصوم 11. امام محمد تقی (ع)
-
این مجموعه کتاب ها که برای گروه سنی کودک نوشته شده اند در پانزده جلد جداگانه منتشر شده اند. کتاب هایی که هر یک گویای خلاصه زندگی یکی از ائمه اطهار هستند و همچنین دو داستان کوتاه از همان معصوم و تالیف آنها را فاطمه قدیانی و تصویرگری آن را هم محمد حسین صلواتیان برعهده داشته است.
“قصه هایی از چهارده معصوم” عنوانی است که در کنار نام یکی از ائمه اطهار و معصومین بر جلد هر یک از این کتاب ها جای گرفته و مخاطبان کم سن و سال این کتاب ها را به مطالعه بخشی از زندگی بزرگان دین اسلام دعوت می کند. داستان اولین جلد از این کتابها با زندگی خاتم الانبیاء، حضرت محمد(ص) آغاز شده و آخرین جلد هم به زندگی امام موعود، حضرت مهدی(ع) اختصاص پیدا کرده است.
از بارزترین ویژگی های این داستان ها می توان به زبان ساده ای اشاره کرد که در آنها به کار رفته و به دلیل همین سادگی، داستان ها برای کودکان دبستانی قابل درک و جذاب شده اند. نویسنده این کتاب، ضمن رعایت سندیت وقایع تاریخی هر داستان و ذکر نام دقیق شخصیت ها، مکان ها و تاریخ ها سعی کرده تا جنبه داستانی آثار مورد نظر را هم نادیده نگیرد. از این طریق علاوه بر بازنگری حوادث و شرح زیبایی های زندگی این چهارده معصوم، خواننده به پیگیری هر داستان و مراجعه به کتاب بعدی تشویق می شود.
امام محمّد تقی، نهمین امام ما شیعیان است. پدر آن حضرت، امام رضا (ع) و مادرش خیزران نام داشت. امام محمّد تقی، به امام جواد هم معروف است.
این امام بزرگوار، در روز دهم رجب سال 195 هجری به دنیا آمد. او تنها فرزند امام رضا بود و بعد از سالها انتظار پدر و مادرش به دنیا آمد. برای همین، تولّد این نوزاد باعث خوشحالی خانوادهی پیامبر و مردم مدینه شد. چرا که مردم مدینه و مخصوصاً شیعیان، از اینکه امام رضا پسری نداشت، خیلی نگران بودند. آنها دلشان میخواست بعد از حضرت رضا امامی باشد که آنها را راهنمایی کند.
با تولّد محمّد، امام رضا (ع) بیشتر شبها کنار گهوارهی پسرش مینشست و با او حرف میزد. وقتی محمّد، کمی بزرگ تر شد و راه رفتن یاد گرفت، دست او را میگرفت و همراه خود به همهجا میبُرد.
محمّد پنج ساله بود که همراه پدر به زیارت خانهی خدا رفت. در بین راه امام رضا او را به همه نشان میداد. امام میخواست پسرش را به همه نشان دهد و به همه بگوید که محمّد، جانشین و امام بعد از اوست.
محمّد هفت ساله بود که از طرف خلیفه، کاروانی وارد مدینه شد. آنها مأموران خلیفه بودند و آمده بودند تا امام رضا را با خود به خراسان ببرند. امام با اینکه راضی نبود؛ امّا مجبور شد همراه کاروان برود. موقع خداحافظی امام پسرش را به دوستان و شیعیان معرّفی کرد و به همه گفت که بعد از من هر کاری داشتید به محمّد بگویید.
چند ماه بعد از این خداحافظی، خبر شهادت امام به مدینه رسید. از آن تاریخ، محمّد که نوجوان هشت سالهای بود، امام و رهبر مسلمانها شد.
امام محمّد تقی 17 سال امام و رهبر مردم بود. معتصم خلیفهی عبّاسی که از کارهای امام میترسید؛ به فکر افتاد تا هر طور شده امام را شهید کند. دختر مأمون خلیفهی قبلی همسر امام بود. معتصم او را فریب داد و از او خواست تا امام را با زهر مسموم سازد.



امتیاز و دیدگاه کاربران قصه هايی از چهارده معصوم 11 - امام محمد تقی (ع)