نقد و بررسی حكايت های ملانصرالدين 6 – ملانصرالدين فريب می خورد
حكايت های ملانصرالدين 6 – ملانصرالدين فريب می خورد
حکایت های ملانصرالدین – 6. ملانصرالدین فریب می خورد
ملانصرالدین، شخصیتی داستانی و بذلهگو در فرهنگهای عامیانه ایرانی، افغانستانی، ترکیهای، ازبکی، عربی، قفقازی، هندی، پاکستانی و بوسنی است که در یونان هم محبوبیت زیادی دارد و در بلغارستان هم شناخته شدهاست.
ملانصرالدین در ایران بیش از هر جای دیگر به عنوان شخصیتی بذله گو اما نمادین محبوبیت دارد.
دربارهٔ وی داستانهای لطیفهآمیز فراوانی نقل میشود. این که وی شخصی واقعی بوده یا افسانهای روشن نیست. برخی منابع او را واقعی دانسته و هم روزگار با تیمور لنگ (درگذشته ۸۰۷ ق) یا حاجی بکتاش (درگذشته ۷۳۸ ق) دانستهاند. در نزدیک آقشهر از توابع قونیه در ترکیه محلی است که با قفلی بزرگ بسته شده و میگویند قبر ملانصرالدین است.
او را در افغانستان، ایران، ازبکستان و جمهوری آذربایجان، ملانصرالدین، در ترکیه نصرتین هوجا (خواجه نصرالدین) و در عربستان جُحا (خواجه) مینامند. مردم کارها و حرکات عجیب و مضحکی به او نسبت میدهند و به داستانهای او میخندند. قصههای ملا از گذشته است.
. ملانصرالدین فریب می خورد
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. یک روزِ صبح بهاری، همسر ملّا بعد از شستن ظرفها، کوزهاش را از آب چشمه پر کرد و روی سرش گذاشت. سپس سبد ظرفها را هم به دست گرفت و به طرف خانه راهی شد. چند نفر از زنان همسایه هم با او بودند. آنها گل میگفتند و گل میشنیدند. ناگهان از دور پسر قاصد را دیدند که به طرفشان میآید. پسرک نزدیک شد و رو به زن ملّا گفت: «سلام! از روستای بالا تپّه خبر آوردند که چند تا از فامیلهایتان فردا برای ناهار به خانهی شما میآیند.»
حکایت های ملانصرالدین – ملانصرالدین فریب می خورد در دیجیکالا



امتیاز و دیدگاه کاربران حكايت های ملانصرالدين 6 - ملانصرالدين فريب می خورد