نقد و بررسی حكايت هاي بهلول دانا 7 – بهلول و نام عمارت
حكايت هاي بهلول دانا 7 – بهلول و نام عمارت
حکایت های بهلول دانا 7. بهلول و نام عمارت
-
با خواندن حكايت های بهلول دانا یاد میگیریم خیلی از رفتارهای ناشایست از قبیل تمسخر و قضاوت عجولانه و یا… خود را کنار بگذاریم حکایت هایی که به موارد پندآموز و جالبی اشاره کرده است. بهلول، یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون الرشید بود. هارون و خلفای دیگر از بهلول موعظه می طلبیدند. بهلول را از شاگردان امام کاظم (ع) دانسته اند. زمانی که بهلول از سوی هارون الرشید در معرض خطر قرار گرفت خود را به جنون زد ولی در مواقع لزوم به مردم پند واندرز می داد. بهلول در سال 190 قمری درگذشت.
یکی بود، یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. روزگاری در شهری که بهلول زندگی میکرد، مرد ثروتمندی بهنام حاج مراد بود که بسیار علاقه داشت خودش را خیّر و خیرخواه مردم نشان دهد. بههمین خاطر هر وقت میخواست به نیازمندی کمک کند جلوی چشم مردم این کار را انجام میداد و در مهمانی و جمعها، مدام از کارهای خوبش تعریف میکرد و میگفت: «من چند بار به خانهی خدا رفته ام، چند بار هم به زیارت این امام و آن امام.»



امتیاز و دیدگاه کاربران حكايت هاي بهلول دانا 7 - بهلول و نام عمارت