نقد و بررسی حكايت هاي بهلول دانا 6 – بهلول و پدر ستمگر
حكايت هاي بهلول دانا 6 – بهلول و پدر ستمگر
حکایت های بهلول دانا 6. بهلول و پدر ستمگر
-
با خواندن حكايت های بهلول دانا یاد میگیریم خیلی از رفتارهای ناشایست از قبیل تمسخر و قضاوت عجولانه و یا… خود را کنار بگذاریم حکایت هایی که به موارد پندآموز و جالبی اشاره کرده است. بهلول، یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون الرشید بود. هارون و خلفای دیگر از بهلول موعظه می طلبیدند. بهلول را از شاگردان امام کاظم (ع) دانسته اند. زمانی که بهلول از سوی هارون الرشید در معرض خطر قرار گرفت خود را به جنون زد ولی در مواقع لزوم به مردم پند واندرز می داد. بهلول در سال 190 قمری درگذشت.
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. در روزگاری مردی زندگی میکرد که خودش را صاحب علم و کمال فراوان میدانست، امّا رفتار خوبی با زن و بچّههایش نداشت. بچّههای قد و نیم قدش در فقر و تنگدستی زندگی میکردند در حالیکه مرد به بهانهی کمک به دیگران، مشغول خوشگذرانی بود. یکی از روزهایی که اهالی خانه از گرسنگی نای تکان خوردن نداشتند پسر دوّمش به او گفت: «پدر جان! همه شما را عالِم و دانشمند میدانند پس چرا اینهمه به ما ظلم میکنید؟»



امتیاز و دیدگاه کاربران حكايت هاي بهلول دانا 6 - بهلول و پدر ستمگر