نقد و بررسی حكايت هاي ملانصرالدين 9 – ملانصرالدين و حاكم
حكايت هاي ملانصرالدين 9 – ملانصرالدين و حاكم
حکایت های ملانصرالدین – 9. ملانصرالدین و حاکم
ملانصرالدین، شخصیتی داستانی و بذلهگو در فرهنگهای عامیانه ایرانی، افغانستانی، ترکیهای، ازبکی، عربی، قفقازی، هندی، پاکستانی و بوسنی است که در یونان هم محبوبیت زیادی دارد و در بلغارستان هم شناخته شدهاست.
ملانصرالدین در ایران بیش از هر جای دیگر به عنوان شخصیتی بذله گو اما نمادین محبوبیت دارد.
دربارهٔ وی داستانهای لطیفهآمیز فراوانی نقل میشود. این که وی شخصی واقعی بوده یا افسانهای روشن نیست. برخی منابع او را واقعی دانسته و هم روزگار با تیمور لنگ (درگذشته ۸۰۷ ق) یا حاجی بکتاش (درگذشته ۷۳۸ ق) دانستهاند. در نزدیک آقشهر از توابع قونیه در ترکیه محلی است که با قفلی بزرگ بسته شده و میگویند قبر ملانصرالدین است.
او را در افغانستان، ایران، ازبکستان و جمهوری آذربایجان، ملانصرالدین، در ترکیه نصرتین هوجا (خواجه نصرالدین) و در عربستان جُحا (خواجه) مینامند. مردم کارها و حرکات عجیب و مضحکی به او نسبت میدهند و به داستانهای او میخندند. قصههای ملا از گذشته است.
. ملانصرالدین و حاکم
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. روزی از روزها حاکم سرزمینی در تخت گرم و نرمش لم داده و بود و در فکر بود که کدام میوه را برای خوردن انتخاب کند. در همان لحظه مردی روستایی وارد قصر شد و گفت: «سلام بر حاکم بزرگ! اجازه میدهید سخنی بگویم؟» حاکم گفت: «ها! چه شده؟!» مرد گفت: «ما چند مرد روستایی، دنبال ملّا میگردیم.» پادشاه با تعجّب پرسید: «ملّا! ملّا برای چه؟ مگر چه اتّفاقی افتاده که دنبال ملّا میگردید؟»



امتیاز و دیدگاه کاربران حكايت هاي ملانصرالدين 9 - ملانصرالدين و حاكم