نقد و بررسی قصه هاي شيرين ايراني 16 – شير برفي مغرور
قصه هاي شيرين ايراني 16 – شير برفي مغرور
قصه های شیرین ایرانی 16. شير برفي مغرور
مجموعه کتاب قصههای شیرین ایرانی از انتشارات برف، مجموعهای ارزشمند
به دنبال یک مجموعه کتاب مفید و جذاب برای خود یا فرزندانتان هستید؟ مجموعه کتاب قصههای شیرین ایرانی از انتشارات برف را به شما پیشنهاد میکنیم. این مجموعه، با گردآوری قصههای متنوع و دلنشین ایرانی، ساعاتی شاد و آموزنده را برای شما رقم خواهد زد. هدف از این مجموعه، آشنایی خوانندگان با فرهنگ و ادبیات ایران و تقویت مهارتهای خواندن و فهم آنها است.
در این مجموعه،۱۶ جلد کتاب متنوع و جذاب را خواهید یافت که هر یک قصه هایی متفاوت را روایت می کنند. این اثر هنری، توسط نویسندگان معروفی چون مجید پارسا، زهره فیض آبادی، فرناز توانایان فرد، محمدعلی طالشی و بیژن نامجو نوشته شده است، که هر یک از آنها با سبک خاص خود، به زیبایی این مجموعه افزوده اند.
با خرید این مجموعه کتاب، از خواندن قصههای خوشایند و آموزشی لذت ببرید، و به فرهنگ بینظیر ایرانی نزدیکتر شوید. این فرصت را از دست ندهید و امروز این مجموعه ارزشمند را تهیه کنید.
آن سال، زمستانِ پُر برفي بود. برف چهارم، پنجم كه حسابي باريد، همه جا را سفيد پوش كرد و روي زمين يك وجب برف نشست. اهالي محلّه، صبح كه از خواب بيدار شدند، ديدند برف همه جا را برداشته و چيزي جز برف ديده نمي شود. اين بود كه شال و كلاه كردند، پارو به دست گرفتند و روي بام ها رفتند.
چيزي نگذشت كه بام ها را روفتند و بيشتر حياط ها را از برف خالي كردند، امّا كوچه ها پُر از برف شد. چند نفر از اهالي محلّه تا مي توانستند برف ها را بردند و در بياباني اطراف آن جا ريختند. امّا باز هم برف زيادي سر كوچه ها روي زمين مانده بود. در آن محلّه استاد نجّاري مغازه داشت كه آدم خوش ذوق و باسليقه اي بود. او وقتي آن همه برف را ديد، رو به اهالي كرد و گفت: «ديگر بس است! بردن اين برف ها به بيابان خيلي زحمت دارد. به جاي اين كار بياييد با اين برف هاي باقي مانده در سر كوچه ي ما يك شير برفي درست كنيم. اين طوري هم خيال مان از بردن اين همه برف راحت مي شود، هم از قشنگي آن استفاده مي كنيم. هر وقت هم كه لازم بود خرابش مي كنيم.»
اهالي محلّه، پيشنهاد استاد نجّار را پسنديدند. بعد از اين بود كه با كمك استاد نجّار، دست به كار ساختن شير برفي شدند.



امتیاز و دیدگاه کاربران قصه هاي شيرين ايراني 16 - شير برفي مغرور