نقد و بررسی قصه های شاهنامه 10 – اكوان ديو
قصه های شاهنامه 10 – اكوان ديو
قصه های شاهنامه فردوسی 10. اکوان دیو
-
کتاب شاهنامه فردوسی از انتشارات برف، مجموعهای است از قصههای شاهنامه فردوسی که در قالب ۱۲ جلد به دست مازیار بغلانی و ایلناز ابراهیمی تهیهشدهاست. این کتاب به گروه سنی کودکان توصیه میشود و در آن قصههای جذاب و ماجراجویانه از شاهنامه فردوسی بازگوشدهاست.
هر جلد این دوره ۱۲ جلدی، دارای قصههایی از شاهنامه است که بهطور کامل و جامع به خواننده ارائه میشود. با خواندن این قصهها، کودکان میتوانند با داستانهای جذاب و هیجانانگیز از تاریخ و فرهنگ ایران آشنا شوند و از آنها بیاموزند.
پدید آورندگان این کتاب، با توجه به نیازها و علاقههای کودکان، قصههای شاهنامه را به گونهای ساده و قابل درک برای آنها تدوین کردهاند. این مجموعه قادر است با زبانی ساده و روان، خواننده را به دنیای شاهنامه فردوسی ببرد و او را درگیر داستانهای هیجانانگیز و ماجراجویانه کند.
ناشر این کتاب انتشارات برف است که به عنوان یک ناشر معتبر و مورد اعتماد در بازار کتاب شناخته میشود. با انتشار کتاب شاهنامه فردوسی، انتشارات برف به خوانندهها فرصتی مناسب را برای دسترسی به این قصههای مهم و ارزشمند فراهم کرده است.
روزی کیخسرو به افتخار پهلوانان ایران مجلس مهمانی بر پا کرد. همهی پهلوانان در مهمانی خوش می گذراندند که دربان کاخ وارد شد و در گوش کیخسرو چیزی گفت. کیخسرو با اشارهی سر دستوری داد و دربان با احترام خارج شد. کمی بعد چوپانی وارد شد و تعظیم کرد. او شکایت کرد که در دشتی که او نگهبان اسبهای شاه ایران است، گورخر بزرگی دیده شده که اسبهای پادشاه را می درد. این گورخر که باعث تلف شدن چندین اسب شده بود زرد رنگ بود و خط سیاهی از یال تا دم بر بدن داشت و به قدری بزرگ بود که با دندان گردن اسبها را پاره می کرد. همه از شنیدن این ماجرا تعجّب کردند. کیخسرو با شنیدن حرفهای چوپان به فکر فرو رفت. پس از مدّتی فکر کردن با دیگران مشورت کرد و گفت : «این موجود گورخر نیست زیرا گورخر از اسب کوچکتر است و آن قدر قدرت ندارد تا با اسب در بیفتد چه برسد بهاینکه اسبها را بدرد.»



امتیاز و دیدگاه کاربران قصه های شاهنامه 10 - اكوان ديو