نقد و بررسی حكايت های ملانصرالدين 8 – ملانصرالدين دزد می گيرد
حكايت های ملانصرالدين 8 – ملانصرالدين دزد می گيرد
حکایت های ملانصرالدین – 8. ملانصرالدین دزد می گیرد
ملانصرالدین، شخصیتی داستانی و بذلهگو در فرهنگهای عامیانه ایرانی، افغانستانی، ترکیهای، ازبکی، عربی، قفقازی، هندی، پاکستانی و بوسنی است که در یونان هم محبوبیت زیادی دارد و در بلغارستان هم شناخته شدهاست.
ملانصرالدین در ایران بیش از هر جای دیگر به عنوان شخصیتی بذله گو اما نمادین محبوبیت دارد.
دربارهٔ وی داستانهای لطیفهآمیز فراوانی نقل میشود. این که وی شخصی واقعی بوده یا افسانهای روشن نیست. برخی منابع او را واقعی دانسته و هم روزگار با تیمور لنگ (درگذشته ۸۰۷ ق) یا حاجی بکتاش (درگذشته ۷۳۸ ق) دانستهاند. در نزدیک آقشهر از توابع قونیه در ترکیه محلی است که با قفلی بزرگ بسته شده و میگویند قبر ملانصرالدین است.
او را در افغانستان، ایران، ازبکستان و جمهوری آذربایجان، ملانصرالدین، در ترکیه نصرتین هوجا (خواجه نصرالدین) و در عربستان جُحا (خواجه) مینامند. مردم کارها و حرکات عجیب و مضحکی به او نسبت میدهند و به داستانهای او میخندند. قصههای ملا از گذشته است.
. ملانصرالدین دزد می گیرد
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. نسیم خنکی از لابهلای خشتهای مسجد به صورت ملّا میخورد. بعد از گذشت چند دقیقه، ملّا که به خاطر فرار از گرمای هوا به مسجد پناه آورده بود، احساس خواب آلودگی کرد و کفشها و بقچهاش را در گوشهای گذاشت و آرامآرام به خواب رفت. بعد از ساعتی از خواب بیدار شد و دید که کفشهایش را دزدیدهاند. ملّا با ناراحتی از مسجد به سمت خانهاش روان شد.



امتیاز و دیدگاه کاربران حكايت های ملانصرالدين 8 - ملانصرالدين دزد می گيرد