نقد و بررسی حكايت هاي بهلول دانا 2 – بهلول و معماي حاكم
حكايت هاي بهلول دانا 2 – بهلول و معماي حاكم
حکایت های بهلول دانا 2. بهلول و معمای حاکم
-
با خواندن حكايت های بهلول دانا یاد میگیریم خیلی از رفتارهای ناشایست از قبیل تمسخر و قضاوت عجولانه و یا… خود را کنار بگذاریم حکایت هایی که به موارد پندآموز و جالبی اشاره کرده است. بهلول، یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون الرشید بود. هارون و خلفای دیگر از بهلول موعظه می طلبیدند. بهلول را از شاگردان امام کاظم (ع) دانسته اند. زمانی که بهلول از سوی هارون الرشید در معرض خطر قرار گرفت خود را به جنون زد ولی در مواقع لزوم به مردم پند واندرز می داد. بهلول در سال 190 قمری درگذشت.
یکی بود. یکی نبود. غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. در زمان امام موسی کاظم (ع)، حاکم زورگو و ظالمی بود به نام هارون الرّشید. در یکی از روزهایی که هارون روی تختش لم داده و حسابی حوصلهاش سر رفته بود دلقک دربار را صدا کرد و دستور داد تا او را بخنداند. دلقک هر کاری بلد بود انجام داد. بالا و پایین پرید. شکلک در آورد. لطیفه تعریف کرد امّا هارون فقط خمیازه کشید. دلقک که دید کاری از دستش ساخته نیست گفت: «ای خلیفهی بزرگ! اگر اجازه بدهید من از حضورتان مرخص شوم؟»



امتیاز و دیدگاه کاربران حكايت هاي بهلول دانا 2 - بهلول و معماي حاكم