نقد و بررسی حكايت هاي ملانصرالدين 3 – ملانصرالدين و چراغ همسايه
حكايت هاي ملانصرالدين 3 – ملانصرالدين و چراغ همسايه
حکایت های ملانصرالدین – 3. ملانصرالدین و چراغ همسایه
ملانصرالدین، شخصیتی داستانی و بذلهگو در فرهنگهای عامیانه ایرانی، افغانستانی، ترکیهای، ازبکی، عربی، قفقازی، هندی، پاکستانی و بوسنی است که در یونان هم محبوبیت زیادی دارد و در بلغارستان هم شناخته شدهاست.
ملانصرالدین در ایران بیش از هر جای دیگر به عنوان شخصیتی بذله گو اما نمادین محبوبیت دارد.
دربارهٔ وی داستانهای لطیفهآمیز فراوانی نقل میشود. این که وی شخصی واقعی بوده یا افسانهای روشن نیست. برخی منابع او را واقعی دانسته و هم روزگار با تیمور لنگ (درگذشته ۸۰۷ ق) یا حاجی بکتاش (درگذشته ۷۳۸ ق) دانستهاند. در نزدیک آقشهر از توابع قونیه در ترکیه محلی است که با قفلی بزرگ بسته شده و میگویند قبر ملانصرالدین است.
او را در افغانستان، ایران، ازبکستان و جمهوری آذربایجان، ملانصرالدین، در ترکیه نصرتین هوجا (خواجه نصرالدین) و در عربستان جُحا (خواجه) مینامند. مردم کارها و حرکات عجیب و مضحکی به او نسبت میدهند و به داستانهای او میخندند. قصههای ملا از گذشته است.
. ملانصرالدین و چراغ همسایه
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. روزی روزگاری در دهکدهای همین نزدیکیها، مرد فقیر و ناتوانی به همراه زن و بچّهاش در خانه خرابهای زندگی میکرد. به هر جایی که میشد برای کار سر میزد و میگفت: «به من کار دهید در عوضش فقط غذا میخواهم، نه سکّه» … تا این که در یک روز زمستانی چند جوان او را دوره کردند و گفتند: «ما به تو بیست سکّه میدهیم به شرطی که از شب تا صبح روی بلندترین تپّهی دهکده بمانی و به خانه نروی.»
حکایت های ملانصرالدین – 3- ملانصرالدین و چراغ همسایه در دیجیکالا



امتیاز و دیدگاه کاربران حكايت هاي ملانصرالدين 3 - ملانصرالدين و چراغ همسايه