نقد و بررسی ضرب المثل هاي ايراني 17 – عجله كارِ شيطونه
ضرب المثل هاي ايراني 17 – عجله كارِ شيطونه
ضرب المثل های ایرانی 17. عجله كارِ شيطونه
آیا دنبال مجموعهای از ضرب المثلهای ایرانی هستید که به زبان ساده و روان بیانشدهاند؟ آیا میخواهید این ضرب المثلها را به راحتی درک کنید و از آنها استفاده کنید؟ اگر پاسخ شما بله است، کتاب ضرب المثلهای ایرانی انتشارات برف گزینهای عالی برای شماست.
- مجموعهای از ضرب المثلهای ایرانی که به زبان ساده و قابل درک نوشتهشدهاند.
- انتشارات برف با کیفیت بالا و قیمت مناسب.
- کتابی که شما را با عبارات محبوب و پرکاربرد ضرب المثلهای ایرانی آشنا میکند.
با مطالعه این کتاب، قادر خواهیدبود از ضرب المثلهای ایرانی در مکالمات روزمره خود استفاده کنید و فرهنگ و زبان فارسی را بهتر بشناسید. این کتاب یک منبع ارزشمند برای هر کسی است که علاقه مند به یادگیری زبان و فرهنگ ایرانی است.
با این کتاب، ضرب المثلهای ایرانی را به شیوهای جذاب و جالب خواهید آموخت. پس این کتاب را همین حالا تهیه کنید و دنیای جذاب ضرب المثلهای ایرانی را کشف کنید!
یکی بود یکی نبود. در زمانهای خیلی قدیم در یک روستایی در دل کویر ، خانم گلیِ مهربونی به همراه یک دانه پسرش «حسنی» در کلبهی کوچکی که داشتند زندگی میکردند. حسنی پسر عجولی بود و همیشه در کارهایش عجله میکرد. یک روز حسنی مثل همیشه با عجله پیش خانم گلی رفت و گفت: «ننه لباسهاتو جمع کن که باید به شهر بریم . اوستا نقی یه کار خوب برام پیدا کرده و گفته سریع خودتو به شهر برسون.»



امتیاز و دیدگاه کاربران ضرب المثل هاي ايراني 17 - عجله كارِ شيطونه